افزوده های تکنیکی به غذا حربه ای جهت پوشاندن تعفن و پوسیدگی سرمایه داری

سرمایه‌داری و فاجعه آلودگی محیط زیست، جلد اول فصل دوم

در ابتدای این فصل گفتم (جهت دنبال نمودن مطلب به کتاب فوق فصل یکم مراجعه کنید) که سرمایه داری کشاورزی با از بین بردن حاصلخیزی زمین و تهی کردن آن از موادی که برای یک کالای کشاورزی لازم است حجم محصول را بالا می برد و سود عظیم تری نصیب سرمایه دار می سازد. در راستای تحقق همین هدف طول عمر زمین را کوتاه می کند. اینها گفته شد، اما مسائل ناگفته ای نیز در همین مورد باقی ماند. این را همه می دانیم که سرمایه بارآوری نیروی کار را افزایش می دهد، نیاز خود به این نیرو را به صورت نسبی می کاهد، فرایند انحلال و اضمحلال کارگر در پویه تولید سود و جدائی او از کارش را هر چه پرشتاب تر و کوبنده تر می نماید و بالاخره هیچ بودن و بی ارزشی کارگر و زندگی وی حتی زنده بودن و نبودنش را در دائره محاسبات خود به اوج می رساند. تولید کالائی و پیشرفته ترین شکلش، تولید سرمایه- داری، منشأ، محرک و آیینه تمام نمای نقش فیتیشیستی محصول کار انسانی است، نفس جایگزینی رابطه انسان ها با رابطه میان اشیاء و کالاها متضمن همه چیز شدن کالا یا سرمایه و هیچ چیز شدن انسان است. در گفتگوی حاضر ما نیز کارگر، تغذیه وی و زمین تا جائی که به نیاز زندگی بشر مربوط می شود روند هیچ شدن پیش می گیرند و در عوض سرمایه است که پویه ایفای نقش خدائی خود را تا بالای بی نهایت ها تاخت می دهد. محصولات کشاورزی در عین حفظ ظاهر از محتوای غذائی و خاصیت رفع نیاز واقعی انسانی تهی می شوند. کارگر نیز نه فقط در شکل تنزل به ابزار، نه فقط زیر مهمیز پردرد پروسه انفصال از کار که حتی در تغذیه اش برای بازتولید تنها کالای قابل فروش خود یا همان نیروی کارش محقرتر و بی ارزش تر می گردد. در اینجا دیگر بحث فقط این نیست که کارگر از هر گونه دخالت در کار و سرنوشت کارش ساقط می شود، حرف صرفاً بر سر استثمار فرساینده وی با نرخ اضافه ارزش های افسانه ای هلاکتبار هم نیست. گفتگو حتی از کاهش عمر وی زیر فشار زمان طولانی تر، شرائط مرگزاتر، شدت و سختی غیرقابل تحمل تر کار در ممالکی مانند هند، برزیل، چین، تایلند، بنگلادش، ایران، افریقا و جاهای دیگر نیز نیست، سخن از این است که به دنبال همه این مصیبت ها، حتی آنچه را باید با بهای نیروی کارش صرف بازآفرینی این نیرو سازد آماج یورش مجدد سرمایه قرار می گیرد، فاقد تولید توان کار می شود و از همه بدتر بیماری زا و کشنده می گردد.

سرمایه برای نوع غذای کارگر تصمیم می گیرد و رشته این تصمیم گیری ها را حتی در همین قلمرو خصوصی زندگی او تا هر کجا که می خواهد و سودجوئی هایش اقتضا می کند ادامه می دهد. سراغ ماده غنی کننده، آفت کش و یا کنسرو کننده آن می رود تا همه این ها را با حراج سازی جان انسان ها، ارزان تر سازد و از این رهگذر حجم کار اضافی نهفته در آن ها را افزون تر گرداند. روند اضمحلال مواد غذایی و کاهش ارزش مورد استفاده آن ها برای بدن از همان ابتدا، هنگامی که میوه می رسد، حیوان سلاخی می شود، سبزیجات از خاک جدا می شوند، آغاز می گردد. با وجودی که بافتها و سلول های این کالاها از طریق پوست و جداره های مقاوم آنها در مقابل باکتری ها، قارچ ها و موجودات ریز دیگر محافظت می شوند اما برای همیشه سالم نمی مانند و طول عمرشان حتی در هوای منهای  20 درجه، محدود است. همه ما روزانه شاهد تغییر رنگ، مزه، بو و شکل مواد غذایی و غذاهایی که خود تهیه کرده ایم حتی هنگامی که در یخچال نگهداری می شوند، هستیم. زمانی که جداره سلول ها و بافتهای مواد غذائی بر اثر پخت یا کارهای دیگر پاره  می شوند  و محتوی سلولها بیرون می ریزد، روند تباهی این مواد چندین برابر می گردد. غذای آماده، مورد هجوم بدون مانع باکتری ها، کرم ها، موجودات ریز و قارچ ها قرار می گیرد و به سرعت راه فاسد شدن می پیماید. مراکز فروش اغذیه آماده و نیمه آماده اعم از رستوران ها، شرکت های بزرگ تولیدی، سوپرمارکت ها و شرکت های تهیه کننده و نگهدارنده غذا جهت مقابله با این وضعیت و نیز افزایش طول عمر کالاها و کاهش ضایعات (در مجموع کاهش هزینه تولید، ترانسپورت و نگهداری) موادی نظیر آنتی اکسیدان ها، کنسرو کننده ها و متعادل کننده ها را به آن ها می افزایند ولی هیچ ماده ای نمی تواند مانع روند تباهی غذاهای آماده ونیمه آماده گردد، لذا سرمایه داری به گونه ای سودجویانه و ضد انسانی دست به ابتکاراتی جهت پوشاندن تغییرات رنگ، مزه، بو، و حتی شکل این محصولات می زند.

دو دسته مواد به محصولات کشاورزی افزوده می گردد یکی به اصطلاح مواد غنی کننده (Food fortification)  که در فصل پیش به دلایل آن پرداختم و دیگری مواد تکنیکی (Processing Aids) است که جهت افزایش طول عمر، تغییر رنگ، بو و مزه  غذاهای آماده و نیمه آماده، مورد استفاده واقع می- شود. این مواد که شامل ۲۲ گروه مختلف است چیزی در حدود ۲۵۰ ماده  رسمی را در بر می گیرد. همه این ها از طرف JECFA (Food safety and quality) ۱۶ یا ارگان کنترل مواد غذایی سازمان ملل و EFSA یا سازمان بهداشت مواد غذایی اروپا مورد تأییدند. لازم به تذکر است که این کالاها فقط در حوزه تولید غذا بکار نمی روند بلکه در تهیه دارو، لوازم آرایش، شامپوها و صابون ها نیز به کار گرفته می شوند. تقسیم بندی این مواد بر اساس نقشی که دارند به این صورت است. ۴۱ ماده رنگی، ۴۹ ماده کنسرو کننده، ۴۴ ماده آنتی اکسیدان (antioxidant)، ۱۲ ماده شیرین کننده و بیش از ۱۰۰ ماده دیگر، از جمله پلی سوربات (polysorbate) در این لیست قرار دارند. گروه اخیر ایجاد حساسیت های پوستی می کنند، اشخاصی که به پروپیلن گلیکول (propylene glycol) که در مواد آرایش وجود دارد حساسیت دارند به مواد پلی سوربات که جهت حل چربی ها به مواد غذایی افزوده می شود نیز حساسند. این ترکیبات دارای کد اروپایی (E number) یا «عدد ئی» هستند و برای اطلاعات بیشتر در باره آنها می توان به پیوست ۵ مراجعه کرد. اطلاعات جمع آوری شده در این زمینه از منابع  ۱۸ ،۱۹، ۲۰، ۲۱ می باشد.  اما باید توجه داشت که این لیست رسمی مواد ثبت شده ایست که سازمان بهداشت مواد غذایی اروپا  ۱۷EFSA پروانه ثبت و جواز استفاده از آنها در تولید غذا را صادر کرده است. علاوه بر مواد رسمی هزاران ماده دیگر قانونی و غیر قانونی به غذاها اضافه می شود. برای مثال جهت ایجاد مزه و عطر توت فرنگی در بستنی و کرم ها از ۸ نوع مختلف ماده شیمیایی استفاده می گرددد که تولید کننده فقط با نام مواد مزه دهنده (Flavor) بر روی پاکت کالا، خیال خود را آسوده و تکلیف جان مشتری را روشن می سازد. از بین مواد رنگی استفاده شده ترکیبات آزو (Azo compound) به خاطر اینکه آلرژی، آسما، اکسم، تغییرات پوستی نظیر کهیر (Urticaria) ایجاد می کنند از همه مشهورترند. بطور مثال E120 یا کارمینیک اسید (Carmine) همان رنگ قرمز جذابی که در شیرنیجات، شربت ها و آبنبات ها موجب افزایش فروش آنها می گردد ایجاد کم خوابی، بیش فعالی (ADHD)، ضایعات جنینی و پرخاشگری می نماید. مواد شیرین کننده نظیر E420 سوربیتول (Sorbitol)، و یا E412  (Guar gum) موجب مشکلات روده ای، عفونت روده، امراض مغزی، گرفتگی عضلات، پرخاشگری و دپرس می شوند. اکثریت قریب به اتفاق این مواد بصورت سنتز شیمیایی تولید شده و بنا بر این به محض ورود به بدن از طرف آنزیم هایی که جگر جهت مبارزه با مواد غریبه تولید می کند مورد حمله قرار می گیرند. اصولا از نظر علم دارو شناسی (pharmacology and pharmacodynamic) تمامی مواد شیمیایی که وارد بدن می شوند به عنوان مواد مضر مورد حمله ارگانها و اعضای سیستم دفاعی بدن قرار می گیرند و می بایست نابود شوند. از جمله آنزیم های جگر (CYP enzymes) که تعدادشان به دهها می رسد همین وظیفه را بر عهده دارند. این روند ناخودگاه انسان را یاد بنمایه سرمایه می اندازد، یاد شیوه تولیدی که همه چیزش از بیخ و بن ضد انسانی است. تولید سود در آن همه چیز و انسان هیچ چیز است. یاد این واقعیت مهم که چه ابتذال آمیز است کار آنانی که مبارزه برای این یا آن تغییر جزئی در ترکیب این یا آن ماده غذائی یا این و آن گوشه محیط زیست را علاج درد انسان عصر می دانند!! یاد این درس بزرگ تاریخ که بدون محو سرمایه داری، بدون یورش آگاه و رادیکال و طبقاتی به شیرازه هستی این نظام، بدون وجود جنبشی کارگری، شورائی و سراسری که از تمامی ظرفیت و امکانات و تدارک لازم برای این یورش برخوردار باشد، سخن از بهبود محیط زیست یا سالم سازی غذاها و نوع اینها سوای خودفریبی و دیگران فریبی هیچ چیز دیگر نیست. سرمایه داری با کار پرداخت نشده کارگران، با تولید سود و تبدیل سودها به سرمایه و تداوم خودگستری خویش زنده است. آلوده سازی محیط زیست و بیماری زا کردن غذاها برای این نظام ساز و کار افزایش اضافه ارزش هاست. برای رفع این بلیه ها باید دست بر ریشه نهاد. ریشه ها در عمق وجود سرمایه نهانند. مجرد تلاش جهت بهبود وضع این یا آن کالا بدون پیکار برای خشکاندن ریشه خرابی ها حتی با فرض برخی دستاوردها باز هم فقط عمر این غده سرطانی و این باتلاق عفونت زا را طولانی تر می کند. رشد عظیم بار آوری نیروی کار پس از جنگ جهانی دوم باعث شد که کار کارگر چندین برابر سابق محصول تولید کند. در همین راستا کار اجتماعاً لازم کمتر در مقدار معین محصول، قیمت پائین تر کالا همراه با نرخ اضافه ارزش های بسیار افزون تر را به دنبال آورد. آرزوی کاهش قیمت کالاها، افزایش توان رقابت در بازار سرمایه داری و احراز سهم افزون تر از اضافه ارزش های جهانی، چشم پر آز سرمایه داران را به حوزه تولید محصولات غذائی با بهائی ارزان تر از آنچه کارگران با کار خانگی در آشپزخانه ها تولید می کنند، خیره ساخت. انباشت وسیع در این حوزه، این فرصت را هم برای صاحبان سرمایه فراهم ساخت که زنان هر چه بیشتری را وارد بازار کار کنند، رقابت میان کارگران برای فروش نیروی کار فزونی گیرد و در همین گذر فشار بر دستمزدها سهمگین تر شود. اشتغال بیشتر زنان در بازار کار، به نوبه خود راه برای انباشت کلان تر سرمایه در قلمرو تولید مواد غذائی را هموار ساخت. میزان زمانی که یک کارگر زن سوئدی در دهه ۵۰ صرف تهیه غذا در منزل می کرد به طور متوسط حدود ۳ ساعت در روز بود. این رقم در ۲۰۱۰ تا ۱۰ دقیقه کاهش یافت۲۲. معنای این تغییر آن بود که انباشت وسیع سرمایه در صنایع مواد غذائی همراه با اجبار زنان به فروش نیروی کار به گونه ای چشمگیر جای آشپزخانه ها را پر ساخته است. به این ترتیب کارگران هر چه بیشتر مصرف کننده غذاهای آماده و نیمه آماده شدند، سرمایه یک عرصه جدید انباشت پیدا کرد، بهای نیروی کار نیز به دو شکل پائین آمد. اول به خاطر اینکه توده فروشنده نیروی کار وسیعاً افزایش یافت، پدیده ای که رقابت میان کارگران و تنزل دستمزدها را به دنبال داشت. دوم از این لحاظ که تولید انبوه و افزایش پرشتاب بارآوری کار، به تنزل قیمت کالاها می انجامید و همین امر به سهم خود زمینه ای برای پائین نگه داشتن بهای نیروی کار می شد. در اینجا توضیح دو نکته لازم خواهد بود. نخست اینکه کاهش کار خانگی نه فقط بد نیست که محو این نوع کار، دستور کار جنبش ضد سرمایه داری طبقه کارگر است. در این حرفی نیست. سخن اما بر سر نقش، هدف، آثار و عوارض کارکرد روابط سرمایه داری در این فرایند است. اگر جنبش سوسیالیستی ضد سرمایه داری پرولتاریا کار خانگی را به عنوان عامل فرسایش و انحطاط جسمی و فکری انسان ها آماج تعرض می گیرد و خواستار امحاء آن می گردد، نظام بردگی مزدی بالعکس همه چیز از جمله هر میزان تغییر در حجم این نوع کار را صرفاً تابعی از شروط چرخه تولید سود انبوه تر می بیند. درست به همین دلیل هم بورژوازی با افزایش بیکاری یکراست به یاد گرمای نوازش بخش مطبخ های خانه ها و داغی آغوش مادران برای نگهداری فرزندان می افتد. نکته دوم اینکه سرمایه داری همان گونه که تصریح شد این کار را نه فقط به بهای افزایش هر چه بیشتر فشار و سرعت و شدت کار پی می گیرد که همزمان جان انسان ها را نیز دستخوش همه نوع تهدیدات می سازد. به اصل بحث باز گردیم. 

در اثر مصرف زیاد و یا طولانی بعضی از مواد بالا، (E621-E625) بدن انسان دچار اختلالاتی می گردد. حساسیت زیاد نظیر سردرد، عرق کردن زیاد، سوزش گلو و افزایش فشار در سینه از جمله این اختلال ها است. این علائم به (Chinese restaurant Syndrom) ۲۳ معروفند، زیرا این مواد در تولید غذاهای آماده و نیمه آماده چینی و آسیایی مصرف زیاد دارد و از این طریق از دهه ۱۹۷۰ وارد حوزه مواد غذایی سایر بازار های جهان از جمله رستوران های زنجیره ای نظیر (Mcdonalds) وغیره شده است. تحقیقات جدید نشان می دهد که مصرف بیش از حد این مواد تاثیرات مخربی بر جنین، جگر، سیستم عصبی و بینائی می گذارد و همچنین موجب شک های آسمی، دپرس (Depression)، مشکلات رشد در جوانان و اختلالات هورمونی می شود. E621 برای سلسله اعصاب حکم سم داشته و موجب آلزهایمر (Alzheimer’s disease) و اختلال حواس یا زوال عقل (Dementia) می گردد. فراموش نکنیم که مشتری اصلی غذاهای سریع نظیر همبرگر و رستوران هایی که این غذارا تولید می کنند توده عظیم کارگران هستند. بعد از شناخته شدن این عوارض  و نشانه ها (syndrom) سرمایه داران حوزه تولید مواد غذائی تلاش گسترده ای به عمل آوردند تا از افت فروش خود جلوگیری کنند. آنها به افزایش بودجه های تحقیقاتی در این گذر پرداختند. روشنی مسأله در حدی بود که قادر به کتمان عوارض و ضایعات انسانی بالا نمی شدند، به همین خاطر راه دیگری پیش گرفتند. به همان شگرد دیرینه شرکت های دارویی جهت اثبات عدم رابطه میان نشانه ها و بیماری ها با مواد افزوده شده، توسل جستند. از جمله شگرد هایی که تولید کنندگان و سرمایه داران این حوزه، با توافق کامل مسئولین دولتی، جهت استاندارد کردن این افزوده ها و علمی نشان دادن عملکرد ضد انسانی خود بکار گرفتند تست ADI (Acceptable daily intake) است. این تست با هدف بی خطر نشان دادن دروغین مصرف روزانه مواد تکنیکی افزوده شده انجام می گیرد، شکل کار این گونه است که به موش های آزمایشگاهی مقدار نسبتا زیادی از ماده مورد نظر را می خورانند و هنگامی که ظاهراً عکس العملی مشاهده نشود، مصرف ماده مورد آزمایش از طرف مسئولین بعنوان ماده طبیعی مجاز شناخته می شود. این سیستم که از شیادی و عوام فریبی سرمایه ناشی می شود هیچ گونه ارزش علمی جز گمراه کردن توده کارگران مصرف کننده این کالا ها ندارد به این دلیل ساده که اولا ساختمان بیولژیک و ژنتیک موش با انسان فرق های بزرگ دارد. به طوریکه همین مسئولین دولتی آزمایش های داروئی بر روی موش ها را کاملا ناکافی میدانند و این منجر به روند طولانی آزمایش های گوناگون بر روی انسان ها میگردد (یک دارو تا هنگام پذیرش از طرف مسئولین به مدت ۱۰ تا ۱۲ سال و گاهی بیشتر مورد آزمایش های گوناگون واقع می شود، آنسان که آزمایش بر روی موش ها فقط ۱۰% زمان و سرمایه مورد لزوم را در بر می گیرد)، ثانیاً از تغییرات و عدم تغییرات ظاهری موش آزمایشگاهی هیچ نتیجه علمی بدست نمی آید زیرا تغییرات ژنتیک، عکس العمل های آلرژیک و ضایعات دورنی و حتی پوستی حاصل روند طولانی مصرف مواد زاید می باشند و این با یک آزمایش چند ساعته روشن نمی شود. شگرد سرمایه داران این است که آنها ابتدا تصمیم به افزودن مواد مورد نظر خود جهت طولانی کردن عمر کالا، جذاب کردن مزه، رنگ، بو و شکل کالای خود گرفته اند و سپس برای گمراهی افکار توده کارگر مصرف کننده به تراشیدن توجیهات دلخواه می پردازند. سوم اینکه تاثیر مخرب افزوده ها موکول به مصرف آنها در عمل می گردد. به این معنی که وقتی مصرف ماده مورد نظر پس از تلفات گسترده انسانی از طرف مسئولین برسمیت شناخته شد و عوارض مخرب آن بعد از مدتی هویدا گردید آنوقت تمامی دستگاه علمی، تکنیکی، تبلیغاتی و قضائی سرمایه جهت بیمورد نشان دادن این عوارض با ماده مورد نظر بکار می افتند!! به این جهت هیچ نامی سوای شیادی و ترفند بازی بشرستیزانه زیبنده این کار نیست. بهترین نمونه این دغلکاری افشای پدیده آکریل آمید (Acrylamide) در سال ۲۰۰۲ در سوئد است ۲۴. آکریل آمید (AA) هنگامی که محصولات گیاهی (نظیر آرد، سیب زمینی، قهوه و سایر محصولات محتوی هیدروکربن) در طول پروسه تولید غذاهای آماده و نیمه آماده در معرض حرارت بیش از ۱۲۰ درجه قرار می- گیرد، تشکیل می شود. این ماده حاصل ترکیب شیمیایی هیدروکربن (انواع شکر، نشاسته و امثال آن) و اسید آمینه ای به نام اسید آسپارتیک (Aspartic Acid) است که در تمامی گیاهان وجود دارد. میزان شکل گیری آکریل آمید و غلظت آن در محصولاتی نظیر چیپس (chips)، برگه ذرت (corn flakes)، سیب زمینی سرخ کرده (pommes frites)، نان، بیسکویت، غذای کودکان (Processed cereal based foods for infants and young children) و بسیاری غذاهای دیگر، بستگی به درجه حرارت و زمان سرخ کردن دارد. به طوری که هر قدر آکریل آمید بیشتر شکل گیرد رنگ این محصولات بیشتر از روشنی (زرد روشن) به تیرگی می گراید مثلا سیب زمینی سرخ نشده نیمه آماده محتوی ۴۵ میکروگرم آکریل آمید است و همین محصول هنگامی که کاملا آماده و سرخ شد محتوی ۱۵۱۲ میکروگرم آکریل آمید در هر کیلو گرم سیب زمینی است. چنان که از ۶Figure  روشن می شود جذابیت،  گیرایی و مزه این محصولات تقارن با مقدار آکریل آمید شکل گرفته در پروسه تولید دارد. این پدیده را که باعث مزه ورنگ جذاب غذاها می گردد در علم شیمی Maillard reaction می گویند. خطرناک و مضر بودن این ماده به سبب ترکیب آن با پروتئین های بدن نظیر هموگلوبین و DNA حداقل تا آنجایی که در موش های آزمایشگاهی نشان داده شده است، قطعی می باشد. تاکنون اثری از این ماده در غذاهای پخته شده دیده نشده است. اما سرخ کردن و کباب نمودن شرط اصلی شکل گیری آکریل آمید است. به عبارت دیگر از آن هنگام که تولید غذاهای آماده و نیمه آماده دستور کار سرمایه شد، این معضل ظاهر و شایع  گردید (بخش اعظم این غذاها توسط شرکت های بزرگ  تولید می شود. جدول ۲ پیوست ۵ ، درصد سهم بازار شرکت های اروپایی در فروش این محصولات را نشان می دهد). عوارض این ماده تا آن جا که تجربیات آزمایشگاهی در مورد موش نشان می دهد تخریب سلسله اعصاب نظیر لرزش، اختلال در بارداری و تغییرات DNA است که این آخری باعث سرطان های سینه، گواتر، مغز و ارگان های جنسی می شود. نشت این ماده در ساختن تونل قطار در غرب سوئد در سال ۱۹۹۶ به آب های روی زمینی و زیرزمینی باعث مرگ گاوها و بیماری انسان ها در این منطقه شد. جزئی از دغلکاری نظام  تولید سرمایه داری در روند افشای این ماده در غذاهای آماده و نیمه آماده، در یک بام و دو هوایی کار این نظام است. در حالی که کارخانه داران و تولید کنندگان و مسئولین دولتی آنها بر سر آزمایش کوتاه و کم خرج مواد تکنیکی جهت افزودن به غذاهای آماده بر روی موش ها توافق دارند و این پروسه در اسرع وقت مورد تائید قرار گرفته و ماده مورد نظر جواز تائید می گیرد، در مورد آکریل آمید جریان بالعکس است. سرمایه داران و دولت آنها از نظر علمی! توافق دارند که جواب آزمایش بر روی موش ها قابل انطباق به انسان نبوده و نمی توان امراض نامبرده را در انسان به آکریل آمید نسبت داد!  لذا مسئولین و ارگان های دولتی در این مورد به توصیه کاهش مقدار آکریل آمید تولید شده اکتفا می کنند!!. اما این توصیه ها در طول ۱۲ سال بعد از افشای جنایت سرمایه راه به جایی نبرده و همچنان مقدار این ماده سمی و سرطان زا در غذاهای سرو شده رستوران ها و غذاهای آماده و نیمه آماده فروشگاه ها بالاست.  برای اطلاعات بیشتر به گزارش سازمان بهداشت مواد غذایی اروپا (EFSA) در ژوئن ۲۰۱۴ که شامل نتایج آزمایش روی ۴۳۴۱۹ مور د غذای آماده ونیمه آماده حوزه تولید این کالاهاست  مراجعه شود ۱۷.

باید توجه داشت که تاکنون اثری از آکریل آمید در غذاهای پخته دیده نشده است. در مقابل سرخ کردن و برشته نمودن در دستگاههای موسوم به « فر» که فرایند آماده سازی غذا در تولیدات کارخانه ای است موجب اصلی شکل گیری و بخصوص میزان بالای این ماده است.

آکریل آمید (AA) کالایی جهت تولید پلاستیک (Polyacrylamide) رابطه تنگاتنگی با جنایات سرمایه بعد از جنگ جهانی دوم دارد. این ماده که ابتدا بعنوان یک عنصر مورد نیاز در جنگ تولید می شد توسط شرکت آمریکایی  Monsanto Company در ۱۹۵۰ در تولیدات مختلف بکار می رفت. این کمپانی که امروزه تولید کننده اصلی گیاهان تغییر ژن داده شده و مواد شیمیایی و سموم دفع آفات نباتی در جهان است سابقه ای طولانی در تولید مواد شیمیایی جنگی دارد. به طور مثال در جنگ جنایتکارانه دولت امریکا علیه مردم ویتنام، دست به کار از بین بردن جنگل ها بوسیله بمبهای حامل مادهAgent  Orange بود. تولیدات این کمپانی فقط در یک قلم، باعث بیماری ۴.۸ میلیون ویتنامی و ناقص زاده شدن ۵۰۰ هزار کودک در این کشور شد. میزان آکریل آمید تولید شده در chips به طور متوسط ۱۰۰۰ میکروگرم، در Pommes frites و ۵۰۰ میکروگرم در هر کیلو گرم محصول است. طبق پژوهش سازمان بهداشت مواد غذایی سوئد مقدار ۳۰ تا ۴۰ میکروگرم،  حداکثر میزان مصرف مجاز آن برای هر شخص در روز است. یک سوم این مقدار از طریق چیپس، Pommes frites و دیگر سیب زمینی های سرخ کرده وارد بدن می- شود. بیسکویت، نانهای سخت کارخانه ای و دیگر نان های برشته شده، یک سوم دیگر را تامین می کنند و مابقی نیز از طریق قهوه وارد بدن می شود (برای اطلاعات بیشتر به پیوست ۵ جدول ۱ مراجعه کنید). حدود نیمی از آکریل آمید وارد شده به بدن بعلت کوچک بودن مولکول آن و حل شدن ساده  در آب، در عرض ۴ تا ۵ ساعت از طرق مختلف بخصوص ادرار از بدن خارج می شود. جالب توجه است که سازمان بهداشت اروپا و سازمان بهداشت جهانی  WHO میزان حداکثر این ماده را در آب ۰.۱ میکروگرم در لیتر تعیین کرده است اما همین ارگانهای اصلی بین المللی سرمایه هنوز هیچ حدی برای این ماده در غذاهای آماده ونیمه آماده تعیین نکرده اند.

موضوع دیگری که اهمیت ذکر دارد افزودن ترکیبات فسفری به غذاهای آماده و نیمه آماده است. فسفر عنصری مهم در ساختمان بدن است (برای اطلاعات بیشتر به ابتدای فصل دوم رجوع کنید) این ماده به میزان بسیار زیادتر از احتیاج، جذب بدن می گردد (این عنصر به عکس عناصر دیگر بسیار راحت جذب بدن می شود، به طوری که حتی نمکهای فسفری از سوخت وساز بالا برخوردارند). فسفات ها حتی جهت کنسرو کردن، ترش نمودن مزه غذا یا به عنوان متعادل کننده (Stabilizer) نیز استفاده می شوند. تاثیرات مخرب افزایش مصرف ترکیبات فسفر بسیار زیاد بوده و هر روزه گزارشات تکان دهنده ای در این زمینه منتشر می شود. از جمله تحقیقات دانشگاه جان هاپکینز و آلاباما بر روی ۹۷۰۰ نفر در طول ۱۵ سال۲۵  نشان می دهد چگونه افزایش مرگ و میر با میزان فسفر جذب شده رابطه مستقیم دارد. امراض  قلبی، کاهش ظرفیت عملکرد کلیه ها و سرطان را می توان در زمره عوارض مصرف بیجای آن نام برد. پژوهشگران امریکایی ۲۶ از بررسی ۲۰۰ ماده غذایی در ۲۳۹۴ کالای مختلف در ایالت اوهایو به این نتیجه رسیدند که افزودن فسفات به غذاهای آماده ونیمه آماده بسیار بیشتر از میزانی است که تا کنون تصور می- شده و میزان افزایش نیز گاهی ۵۰% بیش از چیزی است که روی اتیکت ها آمده است!! ۴۴% از کالاهای پر فروش غذایی دارای فسفر افزوده هستند و از آنجا که غذاهای دارای فسفر افزوده ارزان تر از غذاهای مشابه بدون فسفرند لذا جای تعجب نیست که این نوع محصولات پر فروش ترند. پژوهشگران از این روند چنین نتیجه می گیرند که مصرف غذاهای دارای فسفر افزوده یک تهدید سلامتی بخصوص برای کسانی است که کلیه ضعیف تری دارند و یا بر اثر مصرف مداوم این مواد بدنشان در معرض تهدید قرار دارد. تحقیقات دیگری نشان میدهد که ۷۲% غذاهای آماده یخ زده محتوی میزان زیادی فسفات هستند. ۷۰% غذا های نیمه آماده نظیر taco, chili، chips نیز حاوی انواع ترکیبات فسفر می باشند. ۵۷% از نانهای ماشینی تولید شده در امریکا دارای فسفات افزوده شده اند. برای مثال فسفات نقش مایه خمیر را بازی می کند. با افزودن فسفات در مدت کوتاهی خمیر شکل طبیعی به خود می گیرد بدون اینکه پروسه آماده شدن چندین ساعته و در بعضی مواقع چند روزه ناشی از تأثیر خمیر ترش       (Sourdough)  

 را گذرانده باشد.

قابل توجه اینکه نان سنگک که حاصل طولانی (چند روزه) تخمیر خمیر بخصوصی است طی چند دهه اخیر دچار تغییرات عظیمی شده است، به طوری که با افزودن انواع مواد شیمیایی، از روند طولانی و تخمیر سالم و ارزشمندش که ویژگی خاص این نان مغذی را میسازد، جلوگیری کرده و چیزی نظیر چرم تحویل کارگران مصرف کننده می- دهند. پیداست که ارزش مصرفی کالای تولید شده مورد توجه سرمایه دار تولید کننده و فروشنده نیست بلکه برای مصرف کننده مهم است، اما تولید تعیین کننده شیوه و نوع و چگونگی مصرف است. هنگامی که تولیدکنندگان غذاهای آماده و نیمه آماده موادی را با هدف جلب مشتری به غذاهای خود می افزایند، با این کار، شیوه مصرف ومیل به مصرف این کالا را نیز به وجود می آورند و توسعه می دهند. در اینجا رابطه متقابلی پدید می آید. بدین معنی که تولید نوع مصرف جدیدی زاده است و مصرف جدید نیاز برای تولید را سبب می گردد. تولید کالاهای غذایی جدید همواره ریشه در مصرف قبلی دارد که اثرات خودرا در ذهن و بدن انسان گذارده است. ازاین رو مصرف انگیزه تولید و حتی گسترش حوزه انباشت سرمایه می گردد. در روابط تولید سرمایه داری کارگران تولیدکنندگان همه کالاها و سرمایه ها هستند اما نه فقط قادر به هیچ دخالت و اثرگذاری بر فرایند و سرنوشت این تولیدات نیستند که سرمایه در پی کسب سودهای کهکشانی هر چه را می خواهد بر سر زندگی و جسم و سلامتی آنها میآورد. مواد ذکر شده دراین فصل (و در پیوست ۵) یکشبه کشف و مورد استفاده قرارنگرفته اند. سرمایه ذاتاً اسیر افت نرخ سود و در معرض هجوم بحران هاست. با وقوع هر بحران کل بورژوازی ضمن شبیخون به سفره خالی توده های کارگر، با تمامی دار و ندار فکری خود راه می افتد تا راه خروج از بحران و از سر گیری یک دوره رونق را پیدا کند و طی بنماید. سرمایه داران و دولت هایشان همیشه، هر لحظه و بیش از همه در این شرائط به فکر تولید هر چه انبوه تر، پیش ریز همه سرمایه های آزاد، تنزل هر چه فاحش تر مزدها، کاهش حتی المقدور قیمت ها، گرم ساختن بازار رقابت و در یک کلام حصول سودهای افزون تر می افتند. در همین گذر و در راستای کاهش قیمت ها، گسترش دائره فروش و کسب سودهای سرشارتر به تولید کالاهای مضر و بیماری زا و مهلک روی می نهند. اگر در پنج دهه پیش صفحات سازمان های بهداشت مواد غذایی دولت های سرمایه داری را ورق می زدیم و در لابلای سطور با کمی انتقاد و گله از کاربرد مواد شیمیایی درغذاها مواجه می شدیم امروز فقط لزوم، مفید و طبیعی نشان دادن این مواد زیور صفحات و سطور آنهاست. این درست همزمان با افزایش حجم مواد افزوده، مواد شیمیایی مضرتر و حتی استفاده همزمانی چندین ماده است. بسیاری از پژوهشگران از سر خیرخواهی به سرمایه داران توصیه می کنند که مواد طبیعی بی ضرر ولی گران به کار گیرند، کمیت مواد شیمیایی را بکاهند و از مصرف مواد غیر ضروری چشم پوشند، غافل از اینکه سرمایه سود می خواهد، سرمایه به خودگستری، سودآوری و رشد انبوه تر خود می اندیشد و وعظ و اندرزهای حکیمانه برای حفظ سلامتی انسان ها را به هیچ می گیرد. سرمایه داری هر روز بار تناقضات ذاتی اش را بیشتر بر سینه خود سنگین می بیند، بازتولیدش دشوارتر می گردد، نرخ سودهایش سریع تر روند افت می پیماید، بحرانهایش کوبنده تر و پرشتابتر دق الباب می کنند. سرمایه داری در بنمایه خود انسان ستیز است اما به ویژه در این شرائط برای هر ریال سود کشتار کرور، کرور انسان ها عادی ترین کاری است که از آن استقبال می کند. هدف سرمایه ارضای نیازهای واقعی انسان ها نیست بلکه تولید سود می باشد. هدف سرمایه تناسب بین تولید ونیازهای زندگی بشر نیست بلکه همه هدف سنگینی هرچه فاحش تر کفه کار پرداخت نشده (ارزش اضافی) در مقابل کار پرداخت شده ( دستمزد) است. هنگامی که نرخ سود کاهش می یابد، سرمایه به هر دری برای توقف این فرایند چنگ می اندازد. در این گذر سرمایه داران مختلف برای  کاهش هزینه های تولید همه کار می کنند. تولید کالاهائی را برنامه ریزی می کنند که ارزان تر تهیه شوند، پر مشتری باشند، قدرت رقابت بیشتری داشته باشند و سهم افزون تری از اضافه ارزش ها را نصیب آنان سازد. آن ها برای رسیدن به این هدف راه ارتکاب هر جنایتی را پیش می گیرند. تقلب، ماجراجویی های جدید و در مورد محصولات غذائی، جذاب ساختن، تغییر مزه ، بو و شکل غذا از طریق کاربرد مواد مضر و سمی و پرفروش ساختن آنها به هر بها از جمله به بهای تهدید حتمی سلامت توده کارگران مصرف کننده از جمله این کارها و جنایات است. به این ترتیب است که ما بخصوص بعد از جنگ دوم شاهد پیشرفت بی لجام  و مداوم سرمایه  در گشایش حوزه های تولید سموم هستیم و در این روند دولت های سرمایه داری آتش بیاران همه جا حاضر و قدرتمند معرکه اند.

نقد بالا توسط حسن عباسی در آبان ماه ۱۳۹۳ نوشته شده است. اکنون بیایید ببینیم وضعیت بعد از ده سال چگونه است.

ژورنال پزشکی لانست: الگوی غذایی فوق فرآوری شده: روندهای زمانی جهانی ۱۸ نوامبر ۲۰۲۵ 

غذاهای فوق فرآوری و سلامت انسان: فرضیه اصلی و شواهد

متخصصان بین‌المللی در یک مرور جهانی از پژوهش‌هایی نام می برند که اکنون باید برای کاهش مصرف غذاهای فوق‌فرآوری‌ شده در رژیم‌های غذایی سراسر جهان اقدام شود، زیرا این مواد تهدیدی برای سلامت به شمار می‌روند. آنها می‌گویند الگوی تغذیه مردم در حال تغییر است؛ چرخش ‌‌ذائقه‌ها از خوراکی‌های تازه و کامل به سمت وعده‌های ارزان و بسیار فرآوری‌ شده که خطر ابتلا به مجموعه‌ای از بیماری‌های مزمن، از جمله چاقی و افسردگی را افزایش می‌دهد. «با این حال، برخی دانشمندان می‌گویند این مرور علمی نمی‌تواند ثابت کند که یوپی‌اف‌ها مستقیما موجب آسیب سلامت می‌شوند و برای اثبات این موضوع به پژوهش‌ها و آزمایش‌های بیشتری نیاز است». حربه ای که سالیان متمادی است از جانب شرکت های تولید کننده، انیستیتوهایی که از جانب همین شرکت ها و دولت های سرمایه داری پشتیبانی مالی می شوند بکار می رود تا هر گونه مانعی بر سر تولید این قبیل مواد را با هزاران اما و اگر، شک و تردید همراه نماید.

مواد غذايی فرا‌پردازش‌شده به آن دسته از خوراكی‌هايی گفته می‌شود كه بيش از پنج نوع ماده‌ای در تهیه آنها استفاده شده كه آن مواد به طور معمول در آشپزخانه‌های ما پيدا نمی‌شود؛ موادی مانند امولسيون‌كننده‌ها (نامیزه‌ها)، نگه‌دارنده‌ها، افزودنی‌ها، رنگ‌دهنده‌ها و شيرين‌كننده‌ها (همه این مواد در مقاله اصلی در جلد اول کتاب فوق با منابع و داده های مشخص مورد نقد و بررسی قرار گرفته است و در بررسی کنونی لزومی به تکرار آن ها نیست). نمونه‌های اين خوراكی‌ها شامل سوسيس، چيپس، شيرينی‌جات، بيسكويت، سوپ‌های آماده، نوشابه، بستنی و نان‌های كارخانه‌ای است. بررسی‌ها نشان می‌دهد مصرف اين مواد در رژيم‌های غذايی سراسر جهان رو به افزايش است و با افزايش قند و چربی ناسالم و كاهش فيبر و پروتئين، كيفيت تغذيه را بدتر می‌كند. مطالعه‌ای كه با بررسی ۱۰۴ پژوهش بلندمدت و توسط ۴۳ كارشناس بين‌المللی انجام شده، نشان می‌دهد ميان مصرف اين مواد و افزايش خطر ابتلا به ۱۲ بيماری ارتباط وجود دارد. از جمله اين بيماری‌ها می‌توان به ديابت نوع دو، بيماری‌های قلبی ـ عروقی، بيماری كليه، افسردگی و مرگ زودرس به هر دليل اشاره كرد. كارلوس مونتيرو، استاد دانشگاه سائوپائولو در برزيل و طراح نظام طبقه‌بندی «نُوآ»، می‌گويد افزايش مصرف مواد غذايی فرا‌پردازش‌شده «در حال دگرگون كردن رژيم‌های غذايی در سراسر جهان است و خوراكی‌های تازه و كم‌پردازش را كنار می‌زند». او افزود اين تغيير با سودجويی شركت‌های بزرگ جهانی تقويت می‌شود؛ شركت‌هايی كه با اولويت دادن به اين محصولات و بهره‌گيری از تبليغات گسترده و لابی سياسی، مانع اجرای سياست‌های اثربخش بهداشت عمومی برای تغذيه سالم می‌شوند. فيليپ بيكر، پژوهشگر دانشگاه سيدنی و از نويسندگان این مقاله هم گفته است برای مقابله با اين روند «واكنش قدرتمند و جهانی در حوزه سلامت عمومی» لازم است!!. غذاهای فوق فراوری‌شده شامل غذاهای زیر هستند: نان‌های تولید انبوه شده در کارخانه و غلات صبحانه با شکر افزوده، سوپ‌های آماده، غذاهای حاضری که در ماکروویو گرم می‌شوند. ماست‌های میوه‌ای، گوشت‌های فراوری‌شده مانند سوسیس و کالباس، بستنی، چیپس و بیسکوییت‌ها. نوشیدنی‌های غیر الکی و بعضی نوشیدنی‌های الکلی مانند ویسکی، جین و رام. فدراسيون صنعت خوراك و نوشيدنی می‌گويد مواد غذايی فرا‌پردازش‌شده می‌توانند بخشی از يك رژيم متعادل باشند؛ مانند نخود فرنگی فريزری و نان سبوس‌دار. كميتهٔ علمی مشورتی تغذيه بريتانيا نيز اعلام كرده ارتباط بين مصرف بالای مواد فرا‌پردازش‌شده و پيامدهای نامطلوب سلامت «نگران‌كننده» است.

غذاهای فوق‌فرآوری‌ شده (یوپی‌اف‌ها) به طور تهاجمی به بازار عرضه و مهندسی می‌شوند تا بیش از حد خوش‌طعم باشند، که باعث مصرف مکرر و اغلب جایگزینی غذاهای سنتی و غنی از مواد مغذی می‌شود. در بسیاری از کشورهای با درآمد بالا، یوپی‌اف‌ها حدود ۵۰٪ از مصرف غذای خانوار را تشکیل می‌دهند و مصرف آنها در کشورهای کم‌درآمد و با درآمد متوسط ​​به سرعت در حال افزایش است. این مضرات به سلامت سیاره زمین نیز گسترش می‌یابد. تولید صنعتی، فرآوری و حمل و نقل کالاهای کشاورزی، سیستم‌هایی با سوخت فسیلی فشرده هستند و بسته‌بندی پلاستیکی در یوپی‌اف‌ها همه جا یافت می‌شود. صنعت یوپی‌اف‌ها درآمدهای هنگفتی برای سرمای داران این حوزه ایجاد می‌کند که از رشد مداوم پشتیبانی می‌کند و فعالیت‌های سیاسی شرکت‌ها را برای مقابله با تلاش‌ها برای تنظیم یوپی‌اف‌ها تأمین مالی می‌کند. تعداد انگشت‌شماری از تولیدکنندگان، از جمله نستله، پپسی‌کو، یونیلیور و کوکاکولا، بر بازار تسلط دارند. برای معکوس کردن افزایش مصرف یوپی‌اف‌ها، یک رویکرد جامع و تحت هدایت دولت مورد نیاز است. اقدامات اولویت‌دار شامل افزودن نشانگرهای فوق فرآوری شده، مانند رنگ‌ها، طعم‌دهنده‌ها و شیرین‌کننده‌های غیرشکری، به مدل‌های پروفایل مواد مغذی مورد استفاده برای شناسایی غذاهای ناسالم است. برچسب‌های هشدار اجباری روی بسته‌بندی؛ ممنوعیت بازاریابی برای کودکان؛ محدودیت‌هایی برای این نوع غذاها در مؤسسات دولتی؛ و مالیات بیشتر بر یوپی‌اف‌ها. تسلط بازار و قدرت سیاسی صنعت یوپی‌اف‌ها نیز باید با سیاست‌های رقابتی قوی‌تر، جایگزینی خودتنظیمی با مقررات اجباری و مبارزه با دخالت شرکت‌ها مورد توجه قرار گیرد. جامعه مدنی نیز می‌تواند به تسریع تغییر کمک کند، همانطور که در برنامه سیاست غذایی بلومبرگ خیریه به تصویر کشیده شده است، که با ایجاد ائتلاف‌هایی برای ترویج مقررات صنعتی، ارزیابی سیاست‌های پس از اجرا و ارائه پشتیبانی در زمانی که کشورها هنگام اتخاذ و اجرای سیاست‌هایی برای مهار مصرف یوپی‌اف‌ها با دخالت شرکت‌ها مواجه می‌شوند، پیروزی‌های سیاسی را در سراسر آمریکای لاتین و کشورهای جنوب صحرای آفریقا تسهیل کرده است. عدالت باید در هنگام پرداختن به چالش یوپی‌اف‌ها محوریت داشته باشد. مصرف در میان افرادی که با مشکلات اقتصادی روبرو هستند، تمایل به بیشتر شدن دارد. تلاش‌ها برای گذار از رژیم‌های غذایی که یوپی‌اف‌ها در آنها زیاد است، نباید نابرابری‌های جنسیتی در آشپزی یا ناامنی غذایی را در میان جمعیت‌هایی که به گزینه‌های ارزان یوپی‌اف وابسته هستند، تشدید کند. با تکرار توصیه‌های کمیسیون لانست ، تغییر سیستم‌های غذایی مستلزم تغییر مسیر یارانه‌های کشاورزی از شرکت‌های بزرگ و فراملی است. در عوض، باید از طیف متنوعی از تولیدکنندگان مواد غذایی در تولید غذاها و وعده‌های غذایی با منابع محلی، مقرون به صرفه و با حداقل فرآوری که برای مصرف‌کنندگان مناسب و جذاب هستند، حمایت شود. مالیات بر یوپی‌اف‌ها می‌تواند به تأمین مالی انتقال وجه نقد برای غذاهای کامل و سایر غذاهای با حداقل فرآوری برای کمک به محافظت از خانوارهای کم‌درآمد کمک کند. صنعت یوپی‌اف‌ها نمادی از یک سیستم غذایی است که به طور فزاینده‌ای توسط شرکت‌های فراملی کنترل می‌شود که سود شرکت‌ها را بر سلامت عمومی اولویت می‌دهند. سری مقالات لنست، لزوم اجرای فوری سیاست‌هایی را برای رسیدگی به چالش یوپی‌اف‌ها تقویت می‌کند. این امر مستلزم یک واکنش جهانی هماهنگ و دارای منابع کافی با سیاست‌های جامع و تقویت‌کننده متقابل است که به شیوه‌های مضر شرکت‌ها رسیدگی می‌کند و تسلط صنعت یوپی‌اف‌ها را بر سیستم‌های غذایی در سراسر جهان می‌شکند.

لانست در ادامه می نویسد : «ما فرضیه اول را از طریق یک بررسی روایی از مطالعات ارزیابی کردیم که در آن نوا را در سه یا چند نظرسنجی خرید یا مصرف مواد غذایی که در سطح ملی و طی دهه‌ها در یک کشور انجام شده بود، به کار بردیم. مطالعات مرتبط بر اساس دانش و تخصص دیرینه نویسندگان در این زمینه شناسایی شدند. علاوه بر این، ما تجزیه و تحلیل‌های اولیه‌ای از داده‌های فروش مواد غذایی از ۹۳ کشور انجام دادیم.»

سهم انرژی یوپی‌اف‌ها در کل خریدهای غذایی خانوار در اسپانیا طی سه دهه تقریباً سه برابر شد (۱۱.۰٪ به ۳۱.۷٪)، در کانادا طی هشت دهه بیش از دو برابر شد (۲۴.۴٪ به ۵۴.۹٪) و در مکزیک و برزیل طی چهار دهه از ۱۰٪ به ۲۳٪ افزایش یافت (شکل ۱). در آرژانتین، این سهم طی سه دهه از ۱۹٪ به ۲۹٪ افزایش یافت. در چین (۳.۵٪ به ۱۰.۴٪) و کره جنوبی (۱۲.۹٪ به ۳۲.۶٪)، سهم کم یوپی‌اف‌ها در رژیم غذایی طی سه دهه سه برابر شد. در ایالات متحده آمریکا۲۰، و بریتانیا، که میزان مصرف در حال حاضر بالای ۵۰٪ بود، تنها طی دو دهه اندکی افزایش یافت، که نشان می‌دهد الگوهای غذایی در این کشورها از قبل به خوبی تثبیت شده‌ و در واقع این الگوی غذایی سهم خودرا در تولید و مصرف کالاهای خوراکی تثبیت کرده است . همه مطالعات، به جز مطالعه بریتانیا، روندهای افزایشی آماری معنی‌داری را گزارش کردند.

شکل ۱ روند زمانی سهم یوپی‌اف‌ها در نه کشور که از بررسی‌های مکرر ملی خرید یا مصرف مواد غذایی تخمین زده شده است.

عدم تعادل چندگانه مواد مغذی

یک متاآنالیز از بررسی‌های ملی از ۱۳ کشور (یعنی استرالیا، برزیل، کانادا، شیلی، کلمبیا، فرانسه، ایتالیا، مکزیک، پرتغال، کره جنوبی، تایوان، انگلستان و ایالات متحده آمریکا) نشان داد که رژیم‌های غذایی با سهم انرژی بالاتر یوپی‌اف‌ها، محتوای بالاتری از مواد مغذی دارند که به طور مستقیم با خطر بیماری‌های مزمن مرتبط هستند (یعنی قندهای آزاد، چربی کل و چربی اشباع شده) و محتوای کمتری از مواد مغذی دارند که به طور معکوس با خطر بیماری‌های مزمن مرتبط هستند (یعنی فیبر، پروتئین، پتاسیم، روی، منیزیم و چندین ویتامین). تجزیه و تحلیل بیشتر هشت کشور از ۱۳ کشور نشان داد که کاهش مصرف یوپی‌اف‌ها به پایین‌ترین پنجک، شیوع رژیم‌های غذایی با مصرف ناکافی فیبر یا با چگالی انرژی، قندهای آزاد یا چربی اشباع شده بیش از حد را به طور قابل توجهی کاهش می‌دهد و درصد رژیم‌های غذایی ناکافی در هر چهار پارامتر را از ۶۹.۴٪ (در کانادا) به ۹۲.۱٪ (در ایالات متحده آمریکا) کاهش می‌دهد. بررسی‌های ملی روی کودکان و نوجوانان در آرژانتین، استرالیا، برزیل، شیلی، کلمبیا، مکزیک، بریتانیا و ایالات متحده نشان داد که سهم انرژی یوپی‌اف‌ها با چگالی انرژی و قندهای آزاد همبستگی مثبت و با فیبر همبستگی معکوس دارد. همچنین در تجزیه و تحلیل‌های مقطعی از گروه‌های بزرگ در اروپا، ایالات متحده آمریکا و برزیل، ارتباط مثبتی بین سهم یوپی‌اف‌ها و پروفایل‌های مواد مغذی مرتبط با بیماری‌های مزمن یافت شد.

افزایش مصرف انرژی

این متاآنالیز ۱۳ کشوری، افزایش ۳۴.۷ کیلوکالری (۹۵٪ ۱۴.۷-۵۴.۷) در کل مصرف انرژی روزانه را برای هر ۱۰٪ افزایش در سهم یوپی‌اف‌ها پیش‌بینی کرد. این افزایش با ارتباطات خطی نشان داده شده توسط همان متاآنالیز بین سهم یوپی‌اف‌ها و پروفایل‌های مواد مغذی رژیم غذایی که باعث مصرف بیش از حد انرژی می‌شوند (یعنی قندهای آزاد بالا، چربی کل و چربی اشباع شده و فیبر و پروتئین کم) همسو است. یک مطالعه آمریکایی در دانشگاه درکسل (فیلادلفیا، پنسیلوانیا، ایالات متحده آمریکا) ۱۴ بزرگسال را در یک مداخله رفتاری آزمایشی ۸ هفته‌ای که برای کاهش مصرف یوپی‌اف‌ها طراحی شده بود، ارزیابی کرد. سه یادآمد غذایی ۲۴ ساعته قبل و بعد از مداخله استفاده شد و کاهش آماری معنی‌داری در میزان انرژی دریافتی روزانه (۲۵۶۱ کیلوکالری به ۱۹۴۹ کیلوکالری)، تعداد یوپی‌اف‌های مصرفی (۱۱.۵ در روز به ۶.۲ در روز) و انرژی حاصل از یوپی‌اف‌ها (۱۹۴۴ کیلوکالری در روز به ۹۹۳ کیلوکالری در روز) گزارش شد.

منابع :

۱۷. EFSA Journal 20YY;volume(issue):NNNN

EFSA (European Food Safety Authority)   

۱۸. Ruth Winter, A Consumer of Food Additives

۱۹. Beatrice Trumhunter, The Mirage of Safety

۲۰. Roy Firus, Introduction-Dangerous food additives with E-number

۲۱. Roy Firus, Min bok om mat och hälsa: www.bloglovin.com/blog/post/2784626/2448412071

۲۲. Statistics Sweden

۲۳. http://www.nlm.nih.gov/medlineplus/ency/article /۰۰۱۱۲۶.htm 24. national food agency of sweden

۲۴. national food agency of sweden

۲۵. Universities of Johns Hopkins, University of Alabama,

American journal of clinical nutrition NHANES III.

۲۶. http://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/

PMC3674209/

The Prevalence of Phosphorus Containing Food Additives in

Top Selling Foods in Grocery Stores, Janeen B. León

and Catherine M. Sullivan

https://www.thelancet.com/journals/lancet/article/PIIS0140-6736(25)02322-0/fulltexthttps://www.thelancet.com/journals/lancet/article/PIIS0140-6736(25)01565-X/fulltext