بیانیه طلوعی کم یا بیش درخشان دارد. با شعار زیبای «فرزند کارگرانیم، کنار آنها می مانیم» آغاز می کند، اما در سطر، سطر توضیحاتش می لغزد، از کارگران فاصله می گیرد، سرمایه آویز می شود، کنار کارگران بودن را با شعور بورژوازی می بیند و دنبال می کند، از جستجوی ریشه دردها، بدبختی ها، سیه روزی های مستولی بر زندگی دهها میلیون کارگر فرار می نماید، طلوع درخشانش را با افولی تاریک به پایان می رساند. با همه اینها، به اعتبار همان عبارت آغازینش واجد کمال اهمیت است، آن را پاس می داریم، ارج می گذاریم و ارج ما صد البته نقدی کارگری، طبقاتی، ضد سرمایه داری رو به سوی رهائی انسان است که تقدیم عزیزان نویسنده و ناشر بیانیه می کنیم.
بیانیه می گوید: «جنبش های مطالباتی بدون حمایت مستمر از یکدیگر به نتایج تاثیرگذار در مقیاس اجتماعی نخواهند رسید». کدام جنبشها؟، کدام مطالبات؟ از سوی کدام طبقات، لایه های اجتماعی؟ با نسخه پیچی کدام نیروها، رویکردها؟! ما در جامعه و جهان سرمایه داری زندگی می کنیم. جامعه و جهانی متشکل از دو طبقه ماهیتا متضاد و اساسا متخاصم، طبقات کارگر و سرمایه دار، طبقه نخست از کار خود جدا، از حاصل کار منفصل، از دخالت در سرنوشت زندگی، کار، تولیدش ساقط است. سوای نیروی کارش، هیچ چیز ندارد، فروش این نیرو به منزله یک کالا تنها ممر ارتزاق، هزینه بازتولید نیروی کارش برای فروش مجدد است. طبقه دیگر همه چیز دارد، صاحب سرمایه، قدرت، مالکیت، دولت، دستگاههای مخوف قانونگذاری، برنامه ریزی، اجرا، انستیتوهای متلون فکری و شستشوی مغزی، محاکم حقوقی، ارتش، پلیس، سپاه، زندان، شکنجه گاه، زنجیره طویل تو در توئی از این نهادها که کار همه آنها تحمیل، تشدید، انفجارآمیزسازی استثمار طبقه نخست، تحمیل نظم، قدرت، ثبات، استیلا، بقا و حاکمیت سرمایه داری بر طبقه کارگر است. هیچ طبقه سومی وجود ندارد، بر همین پایه جنبش ها و مطالبات، انتظارات، چشم اندازهای نزدیک و دور آنها را هم باید به این تقسیم بندی، به وجود عینی طبقات، تضاد ماهوی، تخاصم گریزناپذیر طبقاتی میان آنها ارجاع داد، از این منظر کاوید، با نگاهی مادی، آگاه، ریشه کاو، طبقاتی رصد نمود، اگر آگاهانه و صادقانه از «فرزند کارگران بودن و کنار آنها ماندن» سخن می رانید – که به زعم ما حتما صادقانه می گوئید – روایت شما از جنبش های اجتماعی و مبارزات جاری درون جامعه و جهان حاضر از جمله خیزش ها، مبارزات، پراکسیس زنده اجتماعی خودتان نیز باید ریشه نگر، طبقاتی، کارگری و لاجرم ضد سرمایه داری باشد. در حالی که متأسفانه چنین نیست، کارنامه کارزارهای تا کنونی شما همه جا حاکی از پای بندی استوار شما به ویرایش و پیرایش و اصلاح اختاپوس بشرکش سرمایه داری است. کاری که تاریخا توسط اپوزیسیونهای فریبکار و سوداگر سود، قدرت، مالکیت و حاکمیت بورژوازی دنبال شده است و کل جنبش کارگری بین المللی را به فاجعه آمیزترین شکلی عمله تسویه حساب خود با رقبای حاکم ساخته است. مقدم بر هر چیز شما همچنان بر طبل پدیده ای به نام «جنبش دانشجوئی می کوبید»!! مفهوم و عنوانی که ساخته کارگاههای تولید فکر سرمایه داری است. واقعیت زمینی ندارد، دانشجو بودن هیچ نشانی از هستی اجتماعی – طبقاتی انسانها نمی دهد، هیچ هویت اجتماعی و طبقاتی را بیان نمی کند، دانشجو هم می تواند فرزند وحوش سرمایه دار، فردی از آحاد طبقه درنده مالک سرمایه و هم فرزند کارگران، از طبقه آنها زیر فشار تمامی سیه روزیهای آفریده نظام بردگی مزدی باشد. همین جا نکته کاملا مهمی قابل تعمق و یادآوری است. طبقه سرمایه دار درهمان حال که یکپارچه، متحد، همگون برای بقای سرمایه داری، تشدید هرچه سبعانه تر استثمار کارگران، تحکیم آهنین زنجیر بردگی مزدی بر دست و پای توده های کارگر می جنگد در درون خود بر سر تقسیم سهام سود، قدرت، مالکیت دچار تشتت عمیق کاسبکارانه است. عده ای عظیم ترین سهام مالکیت و قدرت را دارند، حاکمند، عده ای سهم کمتر، مالکیت محدودتر، در اپوزیسیون به سر می برند، برای تسویه حساب با رقبا به هر دری می زنند، به هر فریبکاری روی می آرند، بیرق دموکراسی می افرازند، مانیفست انقلاب در زمین و هوا می خوانند، شعار سرنگونی بر سقف آسمان می کوبند، نسخه جنبش های مدنی، سیاسی، محیط زیستی!!، تبعیض ستیزانه!!، آزادیخواهانه!!، رهائی زن!!، دانشجوئی!!، می پیچند، با همه این شگردها، در همه این قلمروها توده کارگر از جمله دانشجویان کارگر را به دار دموکراسی طلبی، مدنیت، «آزادیخواهی»!!، آپارتاید ستیزی!!، حق طلبی!! دروغین می آویزند، از میدان جنگ واقعی طبقاتی خارج می سازند. کاری که تاریخا انجام داده اند، عظیم ترین فتوحات را کسب کرده اند، تاریخ را به کجراه برده، مبارزه طبقاتی ضد سرمایه داری کارگران را تعطیل، توده کارگر کشورها را در گورستان اصلاح و آرایش و پیرایش، تغییر الگوی حکومتی، تغییر شکل مالکیت سرمایه داری دفن ساخته اند. عنوان جنبش فراطبقاتی دانشجوئی، وصله، پینه سازی دانشجویان کارگر و سرمایه دار، کشیدن همه آنها زیر بیرق اصلاح طلبی مسالمت آمیز یا سرنگونی طلبانه میلیتانت از همین شگردهاست. باید از این چاه حفاری سرمایه بیرون آمد. اگر قرار است با کارگران باشیم باید در دانشگاه هم کارگر بود، دانشجوی طبقه کارگر بود، بیرق کارزار ضد بردگی مزدی افراشت، لشکری از ارتش سراسری جنبش کارگری در ستاد دانشگاه شد، خواست های ضد سرمایه داری توده کارگر را فریاد زد، راه کارزار را در درون زندگی، شرائط کار، مبارزات همیشه جاری طبقه کارگر جست. با آنها همراه و همصدا شد، در سازمانیابی مبارزاتشان، در آگاه سازی هر چه بیشتر و ضد سرمایه داری آنها در صف آرائی متحد طبقاتی ضد بردگی مزدی آنها ایفای نقش کرد. طبقه کارگر بیش از هر زمان دیگر نیازمند این نقش بازی است. شما از کارنامه طولانی مبارزات سال های اخیر خود گفته اید، از مقاومت در مقابل شبیخون های زنجیروار دولت درنده اسلامی سرمایه، ایستادگی خونین در برابر یورش سبعانه لوله کردن خیزش تان توسط قالیباف ها، شورش پرشور «اصلاح طلب، اصولگرا پایان ماجرا»، از نقش خود در جنبش «زن، زندگی، آزادی» مقاومت طولانی در برابر هجوم وحشیانه حاکمان به امکانات محقر رستوران و تغذیه خود نام برده اید، پیشنهاد بسیار مؤکد ما آنست که کل این کمپینها، کل آنچه تا امروز زیر نام «جنبش دانشجوئی» انجام گرفته است باید مورد بازبینی، بازکاوی، بازشناسی نقادانه رادیکال طبقاتی و ضد سرمایه داری قرار گیرد. همه این میدان داری ها، صف آرائیها به گونه ای عمیق از مجرد رژیم ستیزی توخالی فراطبقاتی فاقد بار کارگری و ضد سرمایه داری و رهائی آفرین رنج می برده است. وقت آن است که دست به کار یک خانه تکانی بنیادی طبقاتی، ضد بردگی مزدی شد. مقدمه انتقادی ما این بود و اینک به سراغ متن بیانیه شما می رویم. کارگران ضد سرمایه داری
بیانیه بمناسبت روز دانشجو
“فرزند کارگرانیم، کنارشان میمانیم”!
جنبشهای مطالباتی بدون حمایت مستمر از یکدیگر به نتایج تاثیرگذار درمقیاس اجتماعی نخواهند رسید. ۱۶ آذر در تاریخ مبارزات این سرزمین نمادی از ضرورت و مطلوبیت سرکوب در حکومتهای بسته و مستبد سیاسی است.
فضای دانشگاه ها چه در دوران پادشاهی و چه در دوران کنونی شاهد رویارویی مداوم نیروهای پیشرو تحول خواه با قدرت محافظه کار حاکم بوده . رویاروئی پر فراز و نشیبی که با اعمال سیاست های کنترلی و محدود کننده و گاه با سرکوب خشن، بازداشت و حبس و قتل دانشجویان مواجه گشته ولی هیچگاه از حرکت و پیشروی باز نایستاده است.
“حمله گازانبری” و “لوله کردن دانشجویان” نیروهای سرکوب به دانشگاه یادمان نرفته، همچنین دستاورد شعار ” اصلاح طلب ؛ اصولگرا دیگه تمومه ماجرا” که از دل مبارزات دانشجویان بیرون زد و زبان همه مردم شد همچنان کاربرد موثر خود را در مبارزات نه به وضعیت موجود نشان میدهد. اخراج و ستاره کردن دانشجویان، انتصاب های سیاسی رؤسا، مدیران وابسته و امنیتی در راس دانشگاهها، تقویت و دست باز نهادهای حراست برای کنترل،تهدید و سرکوب، وضعیت نابهنجار خوابگاه ها و سلف سرویس، پولی کردن آموزش و فشار اقتصادی به خانواده ها ، بیکاری گسترده و بی افقی فارغالتحصیلان برای تامین نیازهای زندگیشان، آنها را در مجموعه کلان طبقه کارگری قرار داده است که مطالبات مشترک و همپوشانی دارند و به این لحاظ است که کارگران شاغل و بازنشسته بدرستی از جنبش دانشجویی و مطالبات پیشرو آنان حمایت کرده و میکنند..
در شرایط و فضای کنونی جامعه ایران ، دانشجویان تاثیرگذاری خودرا با گره زدن مطالبات شان به زندگی اجتماعی و خواست عمومی مردم به پیش برده و این همبستگی را با شعار ” دانشجوی زندانی، فقر، فساد، گرانی ” بیش از پیش اعلام نموده اند. در متن و در وجوه مختلف جنبش ” زن، زندگی، آزادی” حضور تاثیر گذار دانشجویان آنقدر قوی بود که حکومت، تیغ اخراج و دستگیری استادان و دانشجویان را تیزتر کرد ولی آنان همواره در کنار مردمشان ایستادند و از دل زندانها صدای رسایشان را میشنویم که علیه اعدام و علیه سرکوب مردم ایستاده و قدمی به عقب برنداشته اند.
جنبش دانشجویی نوک کوه یخ و شاخصی برای مصاف های بزرگتر و پایه ای تری از تلاطمات سیاسی اجتماعی ست.
سیستم آموزش و پرورش کنونی با رویکرد خصوصی سازی و “غیرانتفاعی” کردن آموزش در سطوح پیش از دانشگاه، باعث دور شدن اکثریت مردم از امکانات آموزشی مدرن و رایگان و موجب محروم شدن دانشجویان اقشار کم درآمد برای راهیابی به مراکز آموزش عالی شده است. سیستم آموزش و تحصیلات کنونی جدا از مضمون و ماهیت آن، بلحاظ ساختاری هر چه بیشتر به سمت نابرابری تحصیلی و طبقاتی شدن آموزش پیش میرود