هر اعتصاب، اعتراض را یک شورای ضد سرمایه داری سازیم

چند میلیارد کارگر دنیا تا جائی که به اعتصاب، اعتراض، مبارزه بر می گردد دچار هیچ کاستی نیستند. همه جا با خواستهای مختلف، زیر بیرقهای رنگارنگ در حال کارزارند. برای حصول مطالبات معیشتی، انتظارات رفاهی، حقوق اولیه انسانی یا آزادیهای نازل سیاسی، تعویض دولتها و الگوهای حکومتی سرمایه، علیه آپارتاید جنسیتی، قومی، نژادی، جنگ، اشغالگری، آلودگیهای زیست محیطی، فاشیسم و سایر مصیبت های مولود سرمایه داری مبارزه می کنند. مبارزاتی که اگر فرمولبندی مکتوب کیفرخواستها، رؤیاها، شکل بروز، دامنه گستردگی، ظرفیت میدانداری و بالاخره نام و عنوان متمایزشان را کنار گذاریم با چند شاخص ساده زمینی قابل توصیف هستند. 1 - شرکت کنندگان در آنها اگر نه صد درصد، علی العموم توده های کارگرند. 2 – کل آنچه آرزو دارند و برای حصولش می جنگند توسط سرمایه داری پایمال، سلاخی، از انسانها سلب شده است. ریشه کل سیه روزی ها، محرومیت ها، بدبختی ها، فاجعه های مورد اعتراضان در عمق هستی سرمایه داری است. 3 – علیه همه چیز فریاد می زنند، تنها چیزی که به هیچ وجه، هیچ میزان، علیه آن مبارزه نمی کنند، آماج کارزار خود نمی سازند نظام سرمایه داری است. 4 – راه تحقق کل خواست ها، راهبرد رفع تمامی سیه روزی ها را در پیرایش، دموکراتیزاسیون، مدنی کردن، حقوق بشری نمودن، «عادلانه ساختن» سرمایه داری می جویند!! 5 – تاریخا به ویژه نیم قرن اخیر متحمل شکست بعد از شکست بوده و به هیچ موفقیت ماندگاری دست نیافته اند. این مبارزات با هر نام و عنوان، زیر فشار تناقض لاینحل درونی خود، به بن بستی فرساینده و کوبنده تصادم نموده اند. به درون چاله سیاه ضدیت با خود غلطیده اند. در یک سو آتشفشان خشم میلیاردها کارگر علیه گرسنگی، فقر، محرومیت، فقر مولود سرمایه داری هستند. در سوی دیگر فاقد هر بارقه یا بنمایه ضد سرمایه داری می باشند!! تناقضی که قفل کور زندگی بشر شده، تاریخ را در خود قفل کرده، سرنوشت زندگی انسان به باز شدن یا بسته ماندن آن گره خورده است. بسته ماندنش سرعت روزافزون طوفان گرسنگی، بی سرپناهی، جنگ افروزی، نسل کشی، محرومیت از دارو و درمان، اشغالگری، انهدام طبیعت، مسمومیت مرگبار مایحتاج غذائی، تنفسی، زیست محیطی، طغیان روزافزون همه اشکال آپارتاید، انفجار جدائی بشر از کار، تولید، زندگی خود را همراه دارد، بازشدنش در گرو تغییر ریل جنبشها، گسست کاملشان از ریل «عادلانه کردن» سرمایه داری!! باز آفرینی ماهوی آنها با راهبرد، مطالبات، راهکارها، سازمانیابی اگاه ضد سرمایه داری است. بسته ماندن این قفل، تحجر و فرسودن در دموکراسی طلبی، مبارزه مدنی، تعویض الگوهای دولتی، تفویض تاریخ به سرمایه داری و حاکمانش برای ماندگارسازی مناسباتی است که در سیطره استیلایش 44% سکنه دنیا در منجلاب گرسنگی، بی داروئی، بی سرپناهی می سوزند و سرمایه دارانش فقط در یک سال، حجم سرمایه های خود را سه برابر می سازند، دارائی 12 سرمایه دار از کل هست و نیست 4 میلیارد سکنه جهان افزونتر می گردد. بیائید همراه و همصدا دست به کار شکستن این قفل شویم و کارزار این شکستن را با راهکار و خواست های عاجل زیر شروع کنیم. راهکار - ارتقاء اعتصابات، اعتراضات، اجتماعات، تظاهرات به شوراهای پایای کارزار، شوراهای بالنده استخوانداری که هر کدام نقش سلول رشدیابنده جنبش شورائی سراسری ضد سرمایه داری توده کارگر را ایفا کنند، شوراهائی که توان تعطیل هر چه سراسری تر چرخه ارزش افرائی سرمایه و مختل سازی شیرازه نظم سرمایه داری را در خود، در میدانداری سازمانیافته سراسری خود پدید آرند، رشد دهند. در هر گام و هر سطح آرایش قوای اجتماعی، این توان را علیه طبقه سرمایه دار و دولتش اعمال کنند، نظام سرمایه داری را مجبور به عقب نشینی در مقابل ضدقدرت شورائی بالنده خود نمایند. پیشرفته ترین سطح معاش، رفاه، آزادیهای سیاسی، حقوق انسانی را برای تمامی ساکنان جهنم سرمایه داری تضمین و حصول آنها را سکوی خیزهای پرشکوه تر، برای عقب راندن نیرومندتر سرمایه سازند. خواست ها - خارج سازی خوراک، پوشاک، مسکن، دارو، درمان، آموزش، آب، برق، گاز، اینترنت، ایاب و ذهاب، وسائل خانه، کل مایحتاج یک زندگی مرفه، آزاد و بی نیاز انسانی از سیطره داد و ستد کالائی سرمایه داری، لغو کلیه احکام اعدام، آزادی همه زندانیان، پایان دادن به کار خانگی زنان، محو وابستگی اقتصادی زن به همسر یا اولاد به والدین، ممنوعیت هر شکل دخالت دولت در زندگی انسانها، تعطیل تمامی تولیداتی که منشأ آلودگی محیط زیست، مضر سلامتی انسان است. بیائید هر اعتصاب، اعتراض، تظاهرات را در هر مرکز کار، محله، خیابان، بیمارستان، دانشگاه، شبکه حمل و نقل، هر شهر، استان، کشور، به یک شورای رزمنده ایستا، یک سلول زنده سازمانیابی جنبش شورائی ضد بردگی مزدی ارتقاء دهیم. کاربرد اعتصاب در حد یک اهرم فشار گذرا، یک تاکتیک ضربتی تحمیل خواست معین بر سرمایه دار معین و اعلام ختم آن به دنبال موفقیت یا شکست مبارزه، سنت همگن سندیکالیسم، دموکراسی، سوسیال دموکراسی است. هیچ ربطی به جنبش محو بردگی مزدی ندارد. مبارزه طبقاتی توده های کارگر یک جنبش همیشه جاری جوشان شورائی در کلیه عرصه های حیات اجتماعی است. حصول هر خواست خود در هر عرصه را حلقه ای از زنجیره سراسری کارزار ضد سرمایه داری، سکوئی برای یورش نیرومندتر علیه نظام بردگی مزدی می بیند، تحقق هیچ مطالبه هر چند مهم، پیروزی یا شکست هیچ مبارزه با هر عظمت را مجوزی برای تعطیل کوتاه یا بلند مدت خود تلقی نمی کند. توقف یا تنفس مبارزه دراین جنبش صرفا نیاز مبرم تمدید قوا، آرایش نوین نیرو، تغییر بالنده توازن قدرت است. سلاح اعتصاب را نیز از همین منظر می کاود. اعتصاب در اینجا شمشیر همیشه، همه جا آخته آماده خروج از نیام است. حالتی، شکلی از مبارزه طبقاتی همیشه، همه جا جاری است. مبارزه ای که شورائی و ضد سرمایه داری است. اعتصابش نیز رویه و لحظه ای از همین میدانداری سرمایه ستیز شورائی است. بیائید بر کاربرد رفرمیستی اعتصاب نقطه پایان گذاریم. هر اعتصاب را شورای غیرقابل تعطیل کارزار ضد بردگی مزدی، سلول بالنده برپائی جنبش شورائی رهائی آفرین کارگری علیه سرمایه داری با خواست های عاجل بالا سازیم. سرمایه یک رابطه اجتماعی، بین المللی است. مبارزه علیه سرمایه داری امر گریزناپذیر کل کارگران دنیا است. آنچه در بالا آمد پیام ما به توده کارگر در سراسر دنیا هم هست. با سندیکالیسم، دموکراسی خواهی، مبارزه مدنی، ضد اشغال، ضد آپارتاید به هیچ جا نمی رسیم، فقط بندهای بقای اختاپوس سرمایه داری را بر گلوی خود محکم می کنیم. نقطه عزیمت این جنبشها پیرایش و «عادلانه کردن» نظام بردگی مزدی است!!! دنبال سرمایه داری ضامن رفاه، حقوق بشر، آزادی، بدون اشغال، آپارتاید، آلودگی محیط زیستند!!!. این بدترین فریب تاریخ است. برای هر حقی، علیه هر ناحقی باید وارد جنگ با سرمایه داری شد. آنچه اینجا آوردیم نقطه شروع واقعی این جنگ است. خواستهای بالا در سطح سراسری، برای همه انسانها یورش به ریشه هستی سرمایه داری است. راهکار مطرح شده نیز آژیر شروع بالنده این نبرد است. بیائید این بیرق را در سراسر جهان برافرازیم تا جنگ ما گواه عزم راسخ طبقه ما برای رهائی انسان باشد. کارگران ضد سرمایه داری دوم مرداد 1405